امتحانات داره شروع میشه !
من در سال چند نوبت وقت آزاد دارم یکیش همین موقع امتحاناته
آدم راحت می تونه استراحت کنه ، کتاب و مجله بخونه و بره بگرده !!!! واقعا که چه روزهایی !
وقت امتحانات مرخصی میگیرم که درس بخونم ولی همه کاری تو این روزا انجام میدم
می بینید که نوشتن این متن هم در روزهای امتحاناته
جمعه جاتون خالی بود داشتیم رای می گرفتیم و چقدر خندیدیم !!
امروز باید با نامزد جان بریم پرو لباس عروس !
فردا قراره جهیزیه رو ببریم خونه خودمون !
امروز صبح آخرین امتحان نامزد جان هم تمام شد ، چه خوب ! این پیام نوری ها عجب زجری میکشن !
به هرحال امتحانات شروع شده !
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟
زنده یاد قیصر امین پور
شاید همیشه اربعین رو واسه شمارش روزهای عزا به کار بردید ولی من این اربعین رو واسه بهترین روز عمرم به کار بردم.
امروز ۱۶ بهمن چهلمین روز ازدواج منه !! به هر حال شاید این مطلب بیشتر برای دوستانیه که سالهای گذشته هر کدوم عشقی داشتیم و الان شاید بیشترمون به عشقامون رسیدیم ولی این دلیل نمیشه که مطلبی ننویسیم .
من اینجا رو واسه اینکه به بقیه بگم عاشقم راه انداخته بودم و حالا هم برای اینکه به بقیه بگم که به عشقم رسیدم مطلب می نویسم
امیدوارم همگی موفق باشید .
بر می گردم ، انشاء الله
خار خشک از منت ابر بهار آسوده است
گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار
خاطرت از گریه بی اختیار آسوده است
هرزه گردان از هوای نفس خود سرگشته اند
گر نخیزد باد غوغا گر غبار آسوده است
پای در دامن کشیدن فتنه از خود راندن است
گر زمین را سیل گیرد کوهسار آسوده است
کج نهادی پیشه کن تا وارهی از دست خلق
غنچه را صد گونه آسیب است و خار آسوده است
هر که دارد شیوه نامردمی چون روزگار
از جفای مردمان در روزگار آسوده است
تا بود اشک روان از آتش غم بک نیست
برق اگر سوزد چمن را جویبار آسوده است
شب سرآمد یک دم آخر دیده بر هم نه رهی
صبحگاهان اختر شب زنده دار آسوده است
